آراد از کوچولویی عادت داشت با خمیر بازی ، شکل درست کنه و باهاشون بازی کنه. منهم بعضی وقتها که حوصله داشتم براش با آرد و چند قطره روغن مایع یکمی خمیر درست میکردم که اگه هم احیانا خوردش چیزی نشه. خب مامان که باشی مجبور میشی از خودت خلاقیت نشون بدی و بعضی وقتها کارهایی بکنی که هرگز فکرشم نمیکردی یه روز انجام بدی. چندتا از کارهای خمیری آراد رو که ازشون عکس گرفتم میذارم تا دوستای آراد هم ببینند:

کله اسکلت که تو 3 سالگی آرادی درست کرده بود:

بقیه عکسها رو در ادامه مطلب ببینید:


اینم کاردستی آراد تو 4 سالگی.فکر کنم فیله....

اینهم کاردستی آراد وقتی پیش دبستانی میرفت. پرنده سمت چپی به قول خودش بابا سهرابی و سمت راست هم منم که آرادی هم پشت من سوار شده!!!! اونهم سبد میوه آرادی....

 

 یه روز هم دیدم آراد یه کاغذ که توش نقاشی کشیده بود آورد و طوری که من نتونم ببینم تاش کرده بود و گفت مامان یه پاکت بده . منهم پاکت دادم بهش . گفت یه تمبر بچسبونیم روش. بعد روش برای من یه چیزی بنویس. منهم  جمله آراد رو عیناَ نوشتم :" این نامه برای خدای مربونمه که همه چی رو بهم داده" بعد گفت مامان میشه این نامه رو بفرستی برای خدا. منهم قرار شد که برای خدا پستش کنم