دیروز من و آرادی با هم مشغول درست کردن شیرینی شدیم . پسری  هم که الان سه سال و نیم شه خیلی دوست داره  بهم تو اینکار کمک کنه. اصولاِ از قاطی ژاتی کردن خوشش میاد پس من هم این امر خطیر رو بر عهده ی گل پسر گذاشتم و با هم  از توی مجله ی آشپزی  یه شیرینی انتخاب کردیم و مشغول  خرابکاری شدیم. ارادی از دیدن همزن به وجد اومده بود و اصرار داشت خودش اونو دستش بگبره منهم که دلم میخواد پسرم به زودی  زود مستقل!!!!! بشه گفتم مامان اشکالی نداره فقط یه کم محکم همزن رو نگه دار و  کمکم کن. چند ثانیه غفلت از آراد همان و  پاشیده شدن مواد داخل کاسه به  کابینت ها و  کف آشپزخانه همان!!!! اول کمی عصبانی شدم و میخواستم دیگه لوازم شیرینی پزی رو جمع کنم و برم یک کیلو شیرینی از مغازه بخرم و بی خیال خرابکاری ها بشم که نگاه مظلوم و متحیر آراد از اتفاق  پیش اومده  دل مامانی رو دوباره نرم کردو با کمی نصیحت و .... دوباره مشغول شدیم.  برای آرادی  شکل زدن شیرینی ها توی سینی فر خیلی جالب تر بود و چند تا ار اونها رو هم با سلیقه ی خودش گلوله کرد و انداخت توی سینی فر!!! بهر حال نتیجه کار خیلی خوب بود و خوشبختانه به خیر گذشت و بعد از پخته شدن من و گل پسر اونها رو با هم توی ظرف چیدیم و با یک لیوان شیر نوش جان کردیم!!! شما هم بفرمایید شیرینی ..

 

.اینم عکس شیرینی پس از آماده شدن

و  اینهم یه عکس دیگه ...

عکس  دیگه از شیرینی من و آراد

عکس  دیگه از شیرینی من و آراد