بازم دوباره تولدم شده و یکسال دیگه هم مثل برق و باد گذشته و تا چشم بهم بزنم روزها و سالها میگذره و میره.... تو سالهای اخیر برعکس بچگی و نوجوونی همیشه فکر میکنم چقدر روزها و هفته ها تند تند میگذره. تا چشم بهم میزنی هفته تموم میشه و ماه ها میگذرن. جمله ی "انگار همین دیروز بود که...." برای همه جمله ی بسیار تکراری بوده و هست اما باید باور کرد که واقعا عمر مثل برق و باد میگذره. همیشه با خودم فکر میکنم اگر برای من یک روز با این سرعت به شب میرسه اونهم نه با برنامه ریزی روی کاری و اگه من مثلا از ساعت 8 صبح تا 12 - 1 شب 16 -17 ساعت روز رو دارم  که کاری انجام بدم و در نهایت هم شب میشه و میگم وای امروز چقدر کار داشتم و به کلی کار نرسیدم ، خب برای اون کسی که یه جای دنیا داره کار مهمی در زمینه ی خدمت به مردم انجام میده هم ساعت شبانه روز همین 24 ساعته... برای اون که  ساعتها کش نمیاد مثلا بشه 26 ساعت و برای اون هم که زمان رو تو روز نگه نمیدارن تا به کل کارهاش برسه ... خب فرقش چیه ؟ من با داشتن همین زمان به کارهای روزانه هم نمیرسم چه برسه به دید و بازدید از اقوام و دوستان یا یه کار مفید و بدرد بخور برای مردم اما یکی دیگه درست با همین تایم میتونه تو دنیا تغییر و تحولی مفید ایجاد کنه.... تفاوت کجاست واقعا؟ به امکانتشون برمیگرده؟ نه فکر نکنم اینطوریا باشه... وقتی دقیق میشم رو این موضوع میبینم نه خیلی به این چیزها مربوط نیست... فرق آدمها تو همین کیفیت زندگی هاست. یکی برای خودش استانداردهای زندگی اش رو میبره بالا و میشه مثلا  بیل گیتس و یکی هم .... یادمه چند سال پیش قبل از اینکه "استیو جابز" از دنیا بره یه ایمیل دریافت کردم تحت عنوان " 10 درس طلایی از زندگی استیو جابز" انقدر تحت تاثیر قرار گرفته بودم که متن اون رو پرینت گرفتم و تا یه مدت طولانی همش همراهم بود اما خب باز اون درسها فراموش شد و احتمالا کاغذ ها رو هم به عنوان کاغذ باطله انداختم رفته.... اما امروز موقع نوشتن این پست دوباره یادم اومد که مهم نیست  امروز چند ساله شدیم و یا تا چند سال دیگه میخوایم زندگی کنیم ؟ مهم کیفیت زندگی ماست . اما خب چطوری میشه به زندگی کیفیت بالا بخشید تا از روزمرگی خلاص شد؟ هدفی که همه ی روانشناس ها و برنامه ریزها ازش حرف میزنن واقعا چیه که توی زندگی اکثر ما جاش خالیه و واسه همینم هست که همش وقت برای انجام حتی یه دید و بازدید ساده و احوالپرسی ، یا یه زنگ که باید زده بشه کم میارییم و میافتیم به این روز که هی کار انجام نشده و برنامه مونده میشه اندازه ی یه کوه  و یه روز هم به خودمون میاییم و ای دل غافل که چه زود همه ی فرصتها رفت و ما موندیم و یه عمر تموم شده و کارهایی که باید انجام میشد و حیف.... اگه خستتون نمیکنم دلم میخواد واسه تکرار هم که شده درسهای استیو جابز بزرگ رو براتون بذارم تا خودم هم هروقت به وبلاگ نگاه میکنم یادم بیاد باید چطوری باشه زندگیم و چقدر دور موندم ازش:

1.نو آوری تمایز بین یک رهبر و یک دنبال رو است
نوآوری هیچ گونه مرزی ندارد. تنها مرز فقط تخیل شماست. زمان در اختیار شماست که چه چیز را می خواهید از این جعبه بیرون بیاورید. اگر شما جزئی از یک صنعت رو به رشدهستید، به راه هایی فکر کنید که بیشتر موثر باشید؛ چگونه مشتری پسندتر باشید و اینکه چگونه به سهولت تجارت کنید. اگر شما جزئی از یک صنعت راکد هستید، هر چه سریع تر از آن بیرون آیید قبل از این که خودتان فرسوده شوید، غیر موثر شوید و از تجارت خارج شوید. به یاد داشته باشید که طفره رفتن اینجا یک گزینه برای شما محسوب نمی شود. هم اکنون شروع به نوآوری کنید.

۲ . معیاری از کیفیت باشید .بعضی از افراد در محیط هایی که ممتاز بودن و برتری انتظار می رود استفاده نمی شوند .
هیچ میانبری به برتر بودن نیست .شما باید برتری خودتان را تعهد کنید .از استعدادهاو توانایی های خود استفاده کنید و مهارت هایی که بهترین راه را برای جلو انداختن شما از بقیه ،مهیا می سازد را به کار گیرید .با یک استاندارد بالا زندگی کنید و به جزئیاتی که واقعا باعث تفاوت شما با دیگران می شود توجه کنید.ممتاز بودن و برتری سخت نیست . خیلی ساده همین الان تصمیم بگیرید که ممتاز و برتر باشید و سپس از آن چیزی که زندگی به شما بازتاب می دهد متحیر می شوید.

۳ . تنها راهی که می توانید کارهای بزرگ انجام بدهید این است که آنچه انجام می دهید را دوست بدارید .
اگر شما هنوز این راه را پیدا نکردید ،به جستجو ادامه دهید .درمانده نشوید .با تمام وجود از ته قلب خود تلاش کنید، سر انجام شما این راه را پیدا خواهید کرد. من این را در ۴ کلمه خلاصه می کنم : Do What You Love یا :کاری را انجام بده که دوستش داری . در جستجوی حرفه و مسیری باشید که به زندگی شما جهت ، مقصد وخشنودی میدهد .هدف ها را تشخصی دهید و برای هدف هایی که به زندگی شما معنی و ارزش می بخشد تلاش کنید .این کار فقط به سلامتی روحی و انگیزه داشتن شما کمک نمی کند ،بلکه باعث می شود شما در زمان های سختی احساس بهتری داشته باشید و التیام بخش شماخواهد بود .آیا شما در روز شنبه صبح از تخت خود می پرید و پیش به سوی پیشرفت وکارهای این هفته می روید؟ اگر پاسخ شما خیر است بیشتر فکر کنید تا دلیلش را پیداکنید .

۴ . می دانید که بیشتر غذایی که می خوریم به دست افراد دیگری درست شده است.
لباسی را می پوشیم که دیگران آنها را ساخته اند. ریاضیاتی را استفاده می کنیم که اشخاص دیگری آن را توسعه داده اند … منظورم این است که ما به ندرت چیزی را به دست می آوریم. خیلی شگفت انگیز و خارق العاده است وقتی چیزی را خلق می کنید که براساس تجربه و دانش بشری باشد. به صورتی زندگی کنید که از لحاظ اخلاقی منطقی باشد. سعی کنید که در دنیای اطرافتان تغییری حاصل کنید و آن را به سوی بهتری سوق دهید. آن گاه توجیه بهتری برای زندگی خواهید یافت که بهترین مرهم برای ملالت و خستگی به شمار می رود. همیشه کارهای زیادی برای انجام دادن هست. همیشه در مورد کاری که انجام می دهید با دیگران گفت و گو کنید. نصیحت نکنید یا حق به جانب نباشید و یا متعصبانه فکر نکنید همچنین افراد را از بحث دور نکنید. از مثال زدن خجالت نکشید و از هر فرصتی استفاده کنید که به دیگران اجازه دهید بدانند که چه کاری را انجام می دهید.
 
۵ . در بودا یک اصطلاح هست به نام : “افکار یک نوآموز”. بسیار شگفت انگیز است که افکار یک نو آموز را داشته باشید.
نوعی طرز تفکر است که هر چیز را به صورتی که هست می بینید، قدم به قدم و در یک آن به ماهیت هر چیز پی خواهید برد. افکار نو آموز نوعی تمرین عبادت و ریاضت در اعمال به حساب می آید. این فکر هست که باعث تصدیق بلا تصور و چشم داشت، قضاوت و پیش داوری می شود. به افکار یک نو آموز که به مانند یک کودک دنیای اطراف خود را می بیند نگاه کنید، پر از کنجکاوی، شگفتی بهت و حیرت.

۶ . ما اساسا معتقدیم که شما تلوزیون نگاه می کنید تا فکر نکنید ، و زمانی که شما با کامپیوتر کار می کنید ، می خواهید فکر کنید

مطالعات آکادمیک در طول دهه های مختلف نشان دهنده ی این است که تلویزیون اثر مهلکی بر روح و روان انسان دارد. بیشتر بینندگان تلویزیون می دانند که عمل آنها باعث کندی در ذهن و تباهی آن می شود ولی بیشتر زمان خود را جلوی این جعبه می گذرانند. پس تلویزیون را خاموش کنید و سلول های مغزی خود را نجات دهید. 


۷ . من تنها کسی هستم که یک چهارم یک بیلیون دلار را در یک سال از دست داده ام … این موضوع خیلی شخصیت ساز است.
اشتباه کردن را برابر با اشتباه بودن ندانید. شخص موفقی وجود ندارد که تا به حال دچار اشتباه یا شکست نشده باشد، افراد موفق اشتباه می کنند و نوع زندگی خود را عوض می کنند یا نحوه ی عملکرد خود را تغییر می دهند که بتوانند با اشتباه خود رویارویی کنند، پس بار دیگر آن اشتباه را انجام نخواهند داد. آنها اشتباهاتشان را بازگو می کنند تا اخطاری باشد نه اینکه نشانه ی نا امیدی یا بی کفایتی باشند. اشتباه کردن به این معنا نیست که مثل یک احمق زندگی می کنید.

۸ . من تمام فن اوری هایم را برای یک بعد از ظهر بودن با سقراط معامله می کنم.
در دهه گذشته ، کتاب های زیادی از شخصیت های بزرگ تاریخی در کتاب خانه های سرتاسر جهان موجود است . و سقراط به همراه لئوناردو داوینچی، نیکولاس کوپرنیک، چالز داروین و آلبرت انیشتن قله های الهامات در استقلال اندیشمندان هستند. اما سقراط اولین بود. چیچرو در مورد سقراط می گوید: ” او فلسفه را از آسمان به صورت زنده برای مردمان به زمین آورد.” بنابراین از اصول سقراط در زندگی، کار، یادگیری و روابط خود استفاده کنید. این کار را برای خودتان انجام دهید نه برای سقراط، و ببینید چه قدر درستی ، زیبایی و خوبی می توانید به زندگی هر روزه ی خود وارد کنید.


۹ . ما اینجا هستیم که تغییری در جهان به وجود آوریم، در غیر این صورت چرا هم اکنون اینجا هستیم؟
شما می دانید که کارهای بزرگی در زندگی می توانید انجام دهید؟ و می دانید که هرزمان که یک فنجان قهوه برای خود می ریزید چقدر این کارهای بزرگ خاک خواهند خورد؟ و قصد دارید قبل از انجام این کارها کمی بیشتر فکر کنید … همه ی ما با هدیه ای به دنیا آمده ایم که به زندگی بدهیم، هدیه ای برای تمام رؤیاهایمان ، رغبت هایمان، احساساتمان و کنجکاوی هایمان. این هدیه در واقع هدف ماست. شمابرای انتخاب هدف خود نیاز به هیچ اجازه ای از دیگران ندارد . هیچ رئیسی، معلمی، والدینی یا کشیشی این قدرت را ندارد برای شما تصمیم بگیرد که هدف شما چیست. فقط باید این هدف منحصر بفرد را بیابید.
 
۱۰ . زمان برای شما محدود است، پس وقت خود را برای زندگی دیگران تلف نکنید.
در عقاید تعصب آمیز به دام نیافتید .به گونه ای زندگی نکنید که نتیجه ی افکار افراد دیگری هستید. نگذارید سر و صداهای افکار دیگر باعث شود به صدای درونی خود گوش نکنید. از همه مهم تر، این جرئت را داشته باشید که از قلب خود پیروی کنید.ضمیر نا خود آگاه تنها چیزی است که می داند شما به چه تبدیل خواهید شد. هر چیزدیگر در درجه ی دوم قرار خواهد گرفت. آیا شما از زندگی برای به تحقق رساندن رویای دیگران خسته شده اید؟ شک نکنید این زندگی شماست و شما این حق را دارید که هر گونه که می خواهید زندگی کنید. به گونه ای زندگی کنید که شما انتخاب می کنید و شما رئیس خود هستید.

خب دیگه برای رفع خستگی هم که شده بهتره چند تاعکس از تولد امسالم بذارم با هم ببینیم:

 

بقیه عکسهای تولدم رو در ادامه مطلب ببینید: