خب با وجودیکه من دیگه تو شرکت کار نمی کنم اما هنوز یه سری از کارها رو که از قبل باقی مونده بود انجام میدم و یا اگر کاری باشه که با توجه به تجربه قبلی ام از دستم بر بیاد انجام میدم. برای همین هم یه سفر کاری یه روزه تو ماه اسفند به تهران داشتم که البته چون سهرابی هم همزمان تهران کار داشت قرار شد سه تایی یعنی  " من و بابا و آرادی " با هم رفتیم . سهراب منو تو خیابون ولیعصر پیاده کرد و رفت دنبال کارهاش. آرادی رو هم با خودش برد. من تا ظهر کارم طول کشید و تو این مدت قرار گذاشتیم بعد از انجام کارها بریم با هم دربند و یه نهار توپی بخوریم و برگردیم اراک. خلاصه جای همه ی دوستان خالی رفتیم دربند. لواشک و آلوچه و نهار و .... خوردیم و با هم برگشتیم . این عکس یادگاری  آراد و باباش تو اون روزه: