دوم فروردین عروسی عمه مژگان آرادی بود و آرادی حسابی خوش گذروند و حال کرد. البته برعکس مراسم های قبلی چه عجب اینبار من تونستم خیلی زود اماده بشم و عروس خانم هم زود آماده شده بود واسه همینم زنگ زدیم به مژگان و  الیاس ( آقا داماد) و بیرون همدیگه رو قبل از رفتن به سالن دیدیم. اراد از دیدن عمه اش تو لباس عروسی تعجب کرده بود اما خوشبختانه باهاش دعوا نگرفت و چیزی نگفت فقط  به من گفت : "مُژی خوشگل شده ها!!!!". شب قشنگی بود . با آرزوی خوشبختی واسه همه عروس و دامادهای گل....


اینهم هفت سینی که برای عروس خانم درست کردم :

راستی اینهم از نهار عروس خانم و اقا داماد که فردای عروسی بردیم براشون :