امروز 5 شنبه بعد از ویزیت دکتر و نظر مثبت اون در مورد عمل لیزیک من و اینکه خیلی خوب  میبینم!!!! من و بابا سهراب تصمیم گرفتیم خاله عمادی ها رو دعوت کنیم واسه نهار بیرون . بنابراین زنگ زدم و به خاله عمادی گفتم که برنامه ای واسه نهار نذارن و ما میریم دنبالشون. ارمین هم مایل بود بیاد اما گفت که کلاس داره. من و ساناز  ارشا و اراد  رو واسه بیرون رفتن آماده کردیم. و ساعت 1 رفتیم بیرون. تصمیم گرفتیم بریم  " درکه" و رفتیم رستوران SPU که خاله عمادی پیشنهاد داد. نهار خیلی چسبید جای همتون خالی .......... مخصوصاَ ماهی قزل و میرزا قاسمی اش که خیلی خوش مزه بود!!!   من هم همش با عینک دودی هستم .... هر کی ندونه فکر میکنه من کورم.... تو آفتاب و تو سایه خلاصه همه جا عینک دودی روی چشمامه.... بهر حال خیلی خوش گذشت. خاله ها رو رسوندیم خونشون و گفتیم که  اگه دخترای خوبی باشن بازم بیرون میبریمشون.... و واسه آرشا هم که از صبح میگفت : آرشا پسر خوبیه. عمه واسه آرشا یه اژدهای بزرگ بخر...." به قول خودش یه اژدها خریدیم و بردیم تحویل بابا سعیدش  که تازه از  سر کار اومده بود دادیم  خدافظی کردیم و یه سر هم به خاله الی زدیم و با اون هم ماچ و بوس و خدافظ  گفتیم و راه افتادیم اراک.  حسابی خسته بودم و دلم میخواست وفتی رسیدم فقط به چشمام استراحت بدم !!!!! خدا رو شکر که  دکتر از عمل راضی بود و با وجود اینکه تازه یه روز از عملم گذشته خیلی دید خوبی دارم و را حتم......

اینهم عکس ورودی رستوران اس پی یو

 و اینهم عکس  از میرزا قاسمی  سرو شده در این رستوران