آرادی یه مدته که اخلاقهای جدیدی تو بازی با اسباب بازیهاش پیدا کرده. از وقتی آراد گل خیلی کوچولو بود توی اتاقش بازی میکرد و از اتاقش کلا خیلی خوشش می اومد و این برای من خیلی خوب بود . چون در حالیکه بقیه دوستانم که نی نی های اندازه آراد داشتند همگی شاکی از این بودند که نی نی شون اصلا تو اتاقش بازی نمی کنه و مدام لوازم و اسباب بازیهاشون توی هال و پذیرایی و اشپز خونه پهنه اما من زیاد درگیر این موضوع نبودم ، چون آراد همیشه  تو اتاقش همه چیزو ولو میکرد و من اصلا به اتاقش کاری نداشتم و همین که اون لوازم از محدوده اتاق بیرون نمیاد ممنونش بودم و واسه همین هم کاری نداشتم که چرا تو اتاق زیاد ریخت و پاش میکنه و اما حالا که آرادی چهار سال و جند ماهشه جدیداَ اتاقش شده قلعه نظامی اش و کل لوازم ریز و درشتش کف اتاق پهنه البته مرتب چیده شده کف زمین اما خب من و یا حتی باباش هم نمیتونیم اتاق رو از این وضع در بیاریم بیرون و یا کوچکترن تغییری در اون بدیم. جالب اینکه جهت جلوگیری از غر غر کردن من که مدام باید لباسهاشو داخل کمدش بذارم یا از اونجا بردارم ، یه مسیر هم  برای من باز گذاشته که بتونم فقط به اندازه کف پام جا داشته باشم تا پامو روی قلعه و سربازهاش نذارم و اونجا رو بهم نریزم. وقتی هم که شکایت میکنم که: این چه وضعیه آراد ؟ آخه تمام لوازمت پهن شده توی اتاق میگه : مگه اینجا اتاق شماست؟.... قلعه منه... باید مراقب سربازهاو نگهبانهام باشم .... بعد هم کلی حرف میزنه  و توضیح میده و سر من هم میشه اندازه همون قلعه.... تازه کافیه وقتی که خوابیده بخوای یه کم از اون وسایلو جمع کنی و بذاری سر جاشون ، به محض بیدار شدن از خواب اول یه نگاه دور وبر اتاقش می اندازه و کافیه کوچکترین  تغییری احساس کنه ، شروع میکنه به گریه و داد وبیداد که  : چرا اتاقم رو بهم ریختی ؟؟ چرا قلعه سربازهای بیچاره ام رو خراب کردی ؟ حالا من چیکار کنم ؟ دیگه درست نمیشه و از این جور حرفها ....

البته اینو هم بگم در عین حال که وسایل آراد کلا پهن شده تو اتاق و نصف بیشتر فضای اتاق رو اشغال کرده اما مرتب اونها رو میچینه و اگه هم تو خواب یه دفعه بچرخه و پاهاش بهشون بخوره و بهم بریزه صرف نظر از گریه ی بعد از بیدار شدن ، اما باز هم اونها رو سر جاشون مرتب میکنه ... نمیدونم به قول عموی گلش : اقتضای سنشه یا اینکه باید یه فکری واسه وابستگی زیاده از حد آرادی به وسالش و پهن کردن اونها کف اتاق پیدا کنم؟؟؟

اینهم عکسهای اتاق آرادی

بقیه عکسها در ادامه مطلب:


 

اینهم جایزه بابا جونش وقتی که پسر خوبی بوده....

اینهم وقتی بعد از شلوغی وشیطونی خوابیده....

و اینهم عکس مرغ عشقهای آرادی که تازه به جمع ما اضافه شدن ....