قلبامروز 17 مرداد ساعت 10 صبح، خدا تو عزیز دل ما رو از توی آغوش خودش ، از توی آسمونها ، از اون بالاها فرستاد پایین تو دامن من و بابا سهرابیهورا.... تو فرشته کوچولوی ما یه ذره بودی. وزنت 3 کیلو و 400 گرم بود و قدت فقط 50 سانت بود گلم. خوب بودی به نسبت نی نی های دیگه. داشتی از همون اول انگشتت رو می مکیدی... از اون اولش هم شکمو بودی گل مامان. خاله الهام خیلی برات زحمت کشید. یادت باشه بزرگ شدی قدر زحماتش رو بدونی مامانم. توی بیمارستان قدس اراک - بخش خصوصی و تحت نظر خانم دکتر کمال آرا بدنیا اومدی. وقتی گریه میکردی وقتی توی بغل میگرفتت آروم می شدی . بنظرم میدونستی اون دکترته و تو رو به دنیا آورده. خاله الهام همش توی بیمارستان ازت عکس و فیلم گرفته. بعداَ که بزرگ شدی همش رو بهت نشون میدم مامانی.

راستی تو تو روز تولد اما سجاد بدنیا اومدی . من و بابا از میون اسمهای زیادی که برای شما انتخاب کرده بودیم بالاخره اسم آراد که یه اسم زرتشتی هست به معنای " فرشته موکل بر روز 25 هر ماه " رو برات انتخاب کردیم.

معنای کامل نام آراد:   1-  (در آیین زرتشتی) نام فرشته‌ی موکل بر دین و تدبیر امور و مصالحی که به روز آراد متعلق است، روز بیست و پنجم ماه شمسی به نام اوست؛ 2- (در پهلوی) آرای، آراینده.

این عکس اتاق و وسایلته عزیزمقلبماچ:

بقیه عکسها در ادامه مطلب:


این دوتا کتاب رو خیلی دوست داشتی ( لو لا حلزون و تولدت مبارک) . از وقتی خیلی کوچولو بودی اونها رو برات میخوندم و عکسهاشو بهت نشون میدادم و تو کلی نسبت به عکسها و آهنگ شعرش عکس العمل نشون میدادی

اینهم ست بهداشتی ات پسرم. آخه شما خیلی تمیز و گل بودیماچ

راستی گلم مامان افسونی قبل از اومدن شما یه مهمونی هم برات گرفت و همه دوستات و خاله هات و عمه هات رو دعوت کرد . البته اینو بگم که شما هم توی این مهمونی خیلی کمک کردیا. شما اصلا منو اذیت نکردی توی این مدت گلم تا جایی که من تا اول مرداد تونستم برم سر کار. اما دسگه از اول مرداد تا 17 هم که شما به دنیا اومدین در بست در خدمت تون بودم مامانی!!!! فدات بشم