امروز تمامی احساس و محبت و مهربونی رو میخوام تقدیم پدرم بکنم که همیشه مثل یک کوه استوار ومثل یک درخت قوی و تنومند تکیه گاهم بوده . پدری که همیشه بهش افتخار میکنم و امیدورام تا زنده ام بتونم ذره ای از محبتهاش رو جبران کنم.

نمیدونم وقتی دارم برای مادرم مینویسم چرا انقدر راحت کلمات سر زبونم میان اما وقتی برای پدرم میخوام چیزی بنویسم همش نگرانم که کلمات رو به طور صحیح و در جای مناسبش استفاده کرده باشم و نکنه پدر با خوندن اونها ناراحت بشه. شاید علتش اینه که معمولاَ همیشه مادرها و بچه ها درد دلهاشون رو با هم تقسیم میکنند اما پدر ها هیچ وقت اجازه نمیدن بچه ها حتی یه ذره از مشکلاتشون با خبر بشن!! همیشه سعی در برآورده کردن نیازهای اونها حتی بیش ار حد توانشون دارن!همیشه طوری رفتار کردن که وقتی در کنارت هستند خیالت راحت بوده که دیگه با هیچ مشکلی مواجه نخواهی شد چون پدر در کنارته.... هیچ کس نیمتونه آزاری بهت برسونه چون پدر مراقبته.... 

پدرم امروز من ، دختر 35 ساله شما و مامان آرادی دلم میخواد این روز رو به شما عزیز ترینم تبریک بگم. دوست دارم به شما بگم که هر چی دارم از دعای خیر و از برکت وجود شماست. دلم میخواد بدونین خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد  برای ما عزیز و گرامی هستید .

دلم میخواد توی این روز بهتون بگم که چقدر از بابت اشتباهات گذشته و بد رفتاری های که در دوران نوجوانی داشتم شرمنده ام و الان که تازه 3 ساله مادر شدم میتونم فقط یک ذره درک کنم که مسئولیت داشتن یعنی چی ؟ پدر و مادر بودن یعنی چی ؟

میخوام بدونید که دوستتون دارم و بابت تمام زحماتی که کشیدین دستانتون رو می بوسم و از شما سپاسگذارم. 

برای تمام پدران گل ایرانی آرزوی سلامتی و طول عمر دارم

 

یه اس ام اس خوشگل هم داشتم که میخواستم در همین جا اونو تقدیم پدر عزیز و همسر مهربونم کنم تا شاید ناگفته های قلبی ام به اونها رو بتونه بیان کنه:

ماچماچ عزیزان من مثل گندمند: یعنی یک دنیا برکت و نعمت . نبودشان قحطی و گرسنگی است.

من چه خوشبختم که زرنای خوشه های گندم در اطرافم موج میزنند

مهربانیتان را قدر میدانمقلبقلب