امروز آرادی باید بطور رسمی بره مهد از 8 صبح تا 12 ظهر که مامان یا سانی برن دنبالش. واسه همینم  من کلی  از قبل تدارک دیده بودم. اول اینکه دیروز به خاطر اینکه از رفتن به مهد خوشحال  بشه   لیست لوازمی رو که مهد بهم داده بود تا براش تهیه کنم  با اتفاق خودش و بابا سهرابی رفتیم بیرون و خرید کردیم تا دفتر نقاشی و مداد رنگی و مابقی وسیله هاش به میل خودش باشه و خوشش بیاد که اونها رو برای رفتن به مهد خریده و دوم اینکه  شب سعی کردم زودتر بخوابونمش تا با انرژی و سر حال بیدار بشه. خوشبختانه موثر هم بود و آراد شبح سر حال بیدار شد طبق عادت که اول صبح و آخر شب  باید با شیشه  شیر بخوره و لپ های من تو دستش باشه و من کنارش بخوابم  صبح شیر و لپی خورد و بعد بیدار شد تا وسیله هاش رو ببینه و اونها رو ببره مهد. دفتر و وسایلش رو هم  "  اسپایدر من " انتخاب کرده بود و کلی هم حال میکرد. منهم امادش کردم و با بابا سهرابی بردیم رسودیمش مهد. هوای خوب بهاری  و یه نم بارون سبک  با  خوش اخلاقی آراد برای رفتن به مهد همگی  از یه شروع خوب  برای برنامه های جدید من و آرادی خبر میداد.  عکسهای این پسر گل رو در اولین روز مهد ببینید و بهش آفرین بگید ... خیلی عزیز و گله به خدا....