یکی از  قشنگترین  خاطره های من توی تعطیلات  عید امسال  شکل گرفت.  ما یه دوست قدیمی داشتیم که مدت  20 سالی بود که  بچه دار نمیشدن.  همیشه از حال هم خبر داشتیم و میدونستیم توی سالهای گذشته چقدر هزینه کردن که خدا از این نعمتهای زیباش توی سفره ی اوئها هم بگذاره.  من خودم وقتی خدا آراد رو بهم داد متوجه شیرینی  این هدیه شدم و همیشه از خدا ممنونم که من از این هدیه محروم نکرد. ایشالا هر کسی هم که  توی دلش  آرزو میکنه  بچه داشته باشه خدا هر چه زودتر یه فرشته کوچولوی ناز بذاره توی دامنش.... بهر حال بعد از مدتها که این دوست ما به هر دکتری مراجعه کردند و هزینه و وقت و انرژی صرف کردند و دیدن نمیشه  با  خواست خدا کلنجار برن به این فکر افتادن که  یه نوزاد بی سرپرست رو به فرزندی قبول کنند.  بالاخره در تاریخ 20 اسفند  عیدی شون رو از خدا گرفتند و امسال عید خونشون غرق شادی وجود این نوزاد خوشگل و  ناز بود. وای نمیدونین وقتی ما عید رفتیم عید دیدنی شون ، اقا رضا ( پدر نی نی کوچولو -- آنیسا خانم گل )  چطور با لذت و عشق در مورد این هدیه و عیدی خدا با ما حرف میزد. ما همگی فقط سعی میکردیم بغض مون رو تو گلومون نگه داریم و ساکت باشیم و فقط از زبون  ایشون در مرود احساسشون بشنویم.... من از زمانی که یادم مییاد اقا رضا سیگار میکشید اما  تو ی عید گفت که با اومدن فرشته کوچولو به خونشون دیگه حتی لب به سیگار هم نزده  تا این فرشته در  یه خونه ی تمیز و پاک رشد کنه.... نمیدونید چطوری از  تغییراتی که در اونها بوجود اومده صحبت میکرد. اصلاَ معلوم بود حال و هواشون چقدر عوض شده...  خدایا شکرت ... هیشه از معصوم خانم میشنیدم که چقدر روزها رو بی هدف میگذرونه و همسرشون هم تا دیروقت سر کار بودن و  خلاصه اینکه از زندگی فقط گذران وقت رو میدیدن و بس اما حالا میگفتن که روز رو با عشق و امید زیادی شروع میکنند  به شب میرسونند . دیگه متوجه گذر زمان نیستند و هر روزشون قشنگتر از روز قبله...  من هم ازشون اجازه گرفتم تا عکس اآنیسا ی گل این فرشته خانم کوچولو رو  تو وبلاگ آرادی بگذارم ...  همین جا هم دعا میکنم   هر کسی که توی فکر نی نی کوچولو هست یا در انتظار داشتن یه فرشته مثل آنیـــسا  تا عید سال دیگه خدا بهشون عیدی شون رو بده ....