دلم میخواد امروز عکس آرشا ی گلم ( عمه به قربونش بره) رو توی این پست بذارم. دلم برای گل پسری یه ذره شده . دیروز با مامانش رفته بوده آرایشگاه تا موهاشو کوتاه کنه. بابایی اش هم گفته که پسری یه خورده تب داره. مثل اینکه سرماخورده. ایشالا خوب میشی عمه گلم... چند وقت پیش که تهران  خونشون بودیم شعرهایی رو که توی مهد یاد گرفته  بود رو میخوند از جمله این شعرش که من خیلی دوستش دارم: شیر بخور یه شیشه - دوشیشه- اگه نخوری یه روز تو رو اون میخوره تو بیشه.... مخصوصن که آرشا یه شیشه  اش رو خیلی خوشگل میگه...

عکس بقیه دوستای آراد در ادامه مطلب: 


عکس آراد و آرشای گلم

و اما عکس خوشگل از بابی - آرمین گلم ( پسر خاله ی آرادی ) و ارشا جون

واما یه عکس میخوام بذارم از یکی از دوستای اراد که نمیدونم بذارم یا نه! آخه اگه بذارم همه می افتن دنبال این پسر خوشگل و اسم و ادرسش و دیگه هیشکی با آراد کار نداره ، اگه نذارم هم که  حیف میشه شماها نبینیدش !! باشه ...... باشه  میذارمش ولی اگه دیدید و غش کردید با خودتون ها! ضمناَ اسمش "عرفان "و به قول بابام  یکی از نوه هاشه ! چون وقتی رویا جون ( دختر خاله ی گرامی  مامان افسون ، رسماَ دختر باباست بچه اش هم میشه نوه شون دیگه!!) الان فهمیدید من چی میگم یا همینطوری گیج و و یج وایستادید ببینید عرفان کیه؟ خب بذارید همون دوست آراد باشه و من توضیحی ندم ....

دیدین گفتم نبینیدش بهتره!!! خب حال کردید؟؟ آخه این جیگر رو با این تیپش من نخورم نمیشه که....

حالا که دونه دونه عکسهای نوه های بابایی رو گذاشتم یه دونه نی نی فینگیل هم داریم  اسمش علی کوچولو ست. البته نوه ی بابایی نیست اما خیلی هم فرقی نداره .....عکس اونم بذارم خیالم راحت میشه که شما ها این فینقیلی رو دیدید و بهم حق میدید که دوستش داشته باشم و دلم براش تنگ بشه. این عکسهای علی فندق مال وقتیه که اومده بودند اراک حدوداَ  2 هفته پیش. یواشکی اسباب بازی های آراد رو گذاشتم کنار علی چون چند بار که آراد اومد دید از حسودی همه شون رو جمع کرد و گفت بدرد علی نمیخوره خیلی کوچیکه. مال خودمه...

یه عکس دیگه هم اضافه کنم . یه جوجوی دیگه است به نام پوریا که هنوز یک سالش هم نشده و از دوستان کوچولوی آراد. این هم یه عروسکیه برای خودش... تو رو خدا اون چشماش رو ببینید....

بقیه دوستان آراد هم توی عکسهای زیر اومدن:

ایلیا پسرِ خاله مونا که یکی دو ماه از آراد بزرگتره اما این عکس مال 5-6 ماهگی اش بود و من دیگه ایلیا خان رو ندیدم تا عکس جدید ازش بذارم...

اینهم عکس آقا سورنا پسر عمو رامین که فکر کنم دو ماه از آراد بزرگتر باشه :

 اینهم پسر آرلت جان " آرسیس "

خب دیگه کلی کار دارم باید برم. ... فعلن....