سلام به همه ی دوستای گلم. امیدوارم سر حال سر حال باشید.... من و آرادی  و بابا سهرابی هم خوب ِِِِِ خوبیم. وای این روزها یه انرژی هایی توی هوا پخش  که به من شادابی و سر حالی خاصی میده  انگار اصلن خسته نمیشم. خیلی هم کار میکنما اما میتونم بگم کمتر خسته میشم. کدوم انرژی؟؟ خب اومدن بهار و یه شروع تازه واسه همه چیز ای خوب... حال بهتر... خرید.... بوی عید....هوای سبک و آروم.... صبح زیبا با یه  نفس عمیق عمیق .... همشون یه انرژی دارن که نگو...

بگذریم دیشب 9 اسفند تولد خاله الناز آرادی بود. صبح دیروز به بابا سهرابی گفتم که اگه میتونه یه کم زودتر بیاد . بابایی هم ساعت 8 شب اومد خونه و من هم از دیدنش کلی خوشحال شدم. خلاصه تا ساناز از کلاش زبان بیاد و الناز از خونشون و بابا هم از بیرون  ساعت 9 شب بود. عمو علی هم  با یه کیک و یه پلاستیک پر از تنقلات و شمع و فشفشه که عشق آرادیه از راه رسید. نمیدونید آرادی چقدر دیشب بهش خوش گذشت.... میشه شام پیتزا باشه و آرادی کیف نکنه؟؟؟ عکس پیتزای دیشب رو بذارم هوس نمیکنید؟؟ خب باشه میذارم...

 

و اینهم عکس کیک تولد خاله الناز 


 

آرادی من هم که عاشق توت فرنگیه با اجازه بقیه اونها رو از روی کیک برداشت و نوش جون کرد.

اینهم یه عکس از پسری گل گلاب وقتی داشت برای خاله الناز happy birth day to u رو میخوند.

و مشغول  ادا در آوردن با بادکنک ها

و البته پیتزا خوردن.........

و اینهم عکسی از آرادی وقتی داره با گوشی عمو علی بازی میکنه و حسابی سر گرم بازیه: