تولد تولد تولدت مبارککککککککککککککککک.... هوررررررررررررااااا تولد آراد جونمه دوباره.....تولد گل پسری شد.... آرادی شده 6 ساله...

آرادی امسال از یکی دوماه قبل از تولدش منو دیوونه کرد از بس پرسید مامان پس کی تولدم میشه!! از بعد از دیدن تولد خاله سانیش هم کلا بچم رفته بود تو فکر آوردن دی جی و ارکستر و کلی برنامه واسه تولدش. اینکه کیا رو دعوت کنم و چی درست کنم هم همش با خودش بود... هر روز یه نظر میداد و یه چیز جدید میگفت. کیک رو هم دستور داده بود که حتمن کیک انگری بردز باشه و منم بپزمش و از بیرون نخریم. چون یه سال کیکی که از بیرون سفارش داده بودیم خوب از آب در نیومد همش اصرار داشت من خودم کیک درست کنم. خلاصه نزدیک تولد آرادی شد و من هم درگیر کارهای تولدش. قرار شده بود دو شب براش تولد بگیریم . یه شب با خانواده مامان افسونی و یه شب با خانواده بابا سهرابی. اینطوری هم جای کافی واسه پذیرایی از مهمونا داشتیم و هم آراد کیف میکرد که تو دو شب تولد داره.. و هر کار که میخواست میتونست انجام بده. شب اول که خانواده بابا سهرابی بودن من الویه، لازانیا، کشک بادمجون و سالاد و ژله درستیدم با یه کیک که روشو با عروسکای انگری بردز تزیین کرده بودم . و شب دوم هم که مامانم اینا بودن لازانیا و بورک و الویه و تیرامیسو و سالاد درست کردم با یه کیک ماشینها. تو شب اول تا ساعت 9 شب برقها قطع بود و کلی حرص و جوش خوردم که لازانیاهام که قرار بود تو ماکروفر بذارم آماده نیست. از طرفی عمه مریم آراد عروسی هم دعوت بود و قرار بود بعد از تولد آراد برن عروسی. خلاصه که کلی استرس بهم وارد شد تا بتونم از مهمونا به موقع پذیرایی کنم. اما بهرحال برق اومد و همه چی روبه راه شد... خوشبختانه واسه شب دوم اتفاق خاصی نیافتاد . سر کدوی خاله الناز و عمو علی که یه تفنگ بود که توپ اسفنجی داشت و پرتاب میشد آراد کلی ادا درآورد و گریه و ناراحتی کرد که من نمیتونم توپ این تفنگه رو شلیک کنم و حسابی حال خاله النازشو گرفت که من این کادو رو دوست ندارم. اما وقتی یاد گرفت که چطوری باهاش بازی کنه دیگه مگه تفنگو زمین میذاشت.؟؟؟ این بچه ها هم خیلی غیر قابل پیش بینی هستن... یعنی کل عکس انداختنو واسه کادوش کوفتمون کرد و بعدش هم انگار نه انگار اتفاقی افتاده... کی من میخوام این اخلاقای آراد و بشناسم خدا میدونه...

کیک شب اول سفارش آراد بود که دلش میخواست انگری بردز باشه:

بقیه ی عکسها رو در ادامه مطلب مشاهده کنید:


کیک شب دوم ماشینها که ایده ی خودم بود و با چند تا از اسباب بازیهای آراد درست کردم: