امشب هوس کردیم با هم بریم شام بیرون و چون آرادی عاشق پیتزا خوردنه و من و باباش هم که دلمون میخواست هم به اون و هم به خودمون خوش بگذره رفتیم پیتزا شب که داخلش یه بخش واسه بازی بچه ها و نقاشی روی صورتشون داره . آرادی هم رسیده و نرسیده کفشاشو در آورد و  شروع به بازی کرد.  خاله یی که روی صورت بچه ها نقاشی میکشید صورت آرادی رو هم نقاشی کرد و اراد که اقا ببری شده بود حسابی کیف کرد. وقتی اونجا بودیم آراد انقدر تو حس و حال خودش بود که فقط تونستم یکمی از کارهاش فیلم بگیرم اما موقع خواب چند تا عکس ازش گرفتم. هر کاری هم کردیم که بره صورتش رو بشوره قبول نمی کرد و دلش میخواست فردا با همین قیافه بره موسسه شون و به خاله مهدیه و خاله زهرا صورتش رو نشون بده:

بقیه عکسها در ادامه مطلب :


ادامه مطلب ...